تبليغاتX
λοωε ↔ Њατε

λοωε ↔ Њατε

IИ Тhз ИдМз оf ЊдТз


 

 

 

می فهمی...

می فهمی..........


 خيلي سخته که بغض داشته باشي ........

 اما نخواي کسي بفهمه ... .........................

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ........

 خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... ......

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده

اي ...................

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ......،

 بعد بفهمي دوست نداره ..........

 خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ......

 اما اون بگه : ديگه نمي خوام باهات باشم.................

  ηΣβΗ   | 


التماست میکردم.....!!!

التماست می کردم....

برای آخرین بار....!!

گفتم نرو عزیزم...!!

نگو خدا نگهدار...!!

تورو خدا اینو به من نگو...!!

چرا ازم خدافظی کردی...!!؟؟

اونم برا همیشه..!!

فقط گفتی یک کلام...!!

فراموشم کن ای یار....!!

برو واسه همیشه .......!!

برو خدا نگهدار....!!

آخه من چه جوری برم..!!؟؟

جه جوری فراموشت کنم...!!

چه جور دلت اومد تو...!!؟؟

ساده ازم گذشتی...!

رفتی با یک غریبه...!!

رفتی با یک غریبه...!!

رفتی تنهام گذاشتی ...!!

رفتی تنهام گذاشتی...!!

رفتی تنهام گذاشتی...!!

آخه بگو بی وفا...!!

رسمش نبود که بری..!!

نگفتی من میمیرم...!!

چرا ازم گذشتی...؟؟

خواستی به پات بیفتم..!!؟

آره به پات افتادم...

غرورم رو شکستی...

هیچی بهت نگفتم...

چه شبها که تا صبح..

واست من گریه کردم....

تقاص گریه هامو حالا از کی بگیرم...!!؟؟؟؟

 

 

 

  ηΣβΗ   | 


رفت....رفت...رفت...!!!!

اون رفت و منو با خودش برد...

نمی دونم کجا برد...!!

چرا برد..؟

رفت و روحم رو با خودش برد..!

رفت و قلب شکستم رو با خودش برد..!!

برای چی قلبم و با خودش برد..؟؟

اون که منو نمی خواست...

قلبم رو می خواست چی کار...؟؟

اون رفت و جسم لعنتی هنوز اینجاست..!!

از وقتی که از پیشم رفت...

انگار من و هم با خودش برد ..!

دیگه انگار وجود خارجی ندارم..

دیگه هیچ احساسی ندارم..

به هیچ چیز و هیچ کس..

دیگه هیچی برام مهم نیست..

هیچی ارزش نداره..

از دوریه مسافرت دلت گرفته میدونم..

چقدر زیاده فاصله بین تو و مسافرت...!!

                                                                             **********************

کاش از اول میدونستم واسه من موندنی نیستی...

یادته موقع رفتن از ته دل میگریستی...

دل تو پر از فریبه..

واست از جونم گذشتم..

حرمت و شکستی رفتی  هنوزم غریبه نیستی...

کاش از اول میدونستم که تو هم تنهام میزاری....

تو بودی بودو نبودم

اما..!

نه..!

دوستم نداشتی...

چشمای خیس رو به راهت بگو دوختم یا ندوختم..؟

عمری تو زخم زبونات بگو  سوختم یا نسوختم....؟

دل تو پر از فریبه

واست از جونم گذشتم

هنوزم عزیزترینی.......

الهی تنهات بذارن

الهی در به در بشی...

الهی چشای سیاهت وفا از هیچ کس نبینه...

ولی الهی هیچ کس تنهات نذاره

چون خیلی سخته.....

هنوزم عزیز ترینی...

لیاقت تو بهتر از ایناست...

حتما من لیاقت تورو نداشتم..!!؟؟

                                                                                     

  ηΣβΗ   | 


بابا بی خیالش.......!!!

 

چیه دلم گرفتی..؟؟

 واسه چی داری گریه میکنی..؟؟

چیه دلم شکستی..؟؟

واسه کی داری گریه میکنی..؟؟

چیه دلم غریبی..؟؟

چی دیدی داری گریه میکنی..؟؟

میگی گذاشته رفته..؟؟

اونی که مثل نفس تو بود..!!

میگی دلتو رو شکسته...؟؟

اونی که همه ی کس تو بود..!!

میگی دیدی نمونده..؟؟

پای همه ی حرفای که زده بود..!!

دل من میدونم داری دیونه میشی..!!

اما باز بیخیالش..

دل من میدونم داری ویرونه میشی..!!

اما باز بیخیالش..

بابا بیخیالش....!!!!!!!!!

***************************************

وای خدا خوندی این شعرو..؟؟

میدونی کدوم شعر ست..؟؟

آره ....

همون شعرست که من کولی خاطرهی بد باهاش دارم..!!

یادته خدا ..؟؟!

باره اول کی بود گوش دادم..؟

آره تو ماه رمضون بود...

آره آره درسته..

خدا جون یادته این آهنگ رو گوش میدادم چه زجری میکشیدم..؟؟

آره یادمه..

خدا جون یادته چقدر گریه کردم با این آهنگه..؟

آره یادمه..

چرا اینجوری میکونی با خودت..؟؟

اینا همش قسمتت بود..

آره خدا می دونم..

ولی چرا قسمت من باید اینجوری بشه؟؟

آخه مگه من چیکار کردم..؟؟

چرا باید قسمت منو بد رقم بزنی..؟؟

یادته خدا مریض شده بودم ...؟؟

آره یادمه..

یادته از غصه دیونه شده بودم...؟؟

آره یادمه..

یادته همش روزارو میشمردم...؟؟

الانم دارم همین کارو می کنم..!!

هنوزم داری روزارو میشموری؟؟

اره خدا..

مگه فراموش نکردی..؟؟

نه خدا

ولی همه فکر می کنن تو فراموش کردی...؟؟

نه خدا ...

مگه میشه فراموش کرد..؟؟

نه می دونم نمی شه..

ولی خدا همه دارن اشتباه فکر می کنن...!!

ای خدا جون.......................................!!!!!!!!!!!!

خدا:..................................؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

  ηΣβΗ   | 


زخم زبون.....

امید من سنگ صبور...

امید من باشه برو....

امید من پیشم نیا....

امید من بزار که تنها بسوزم...

بزار که تنها بسوزم تو غربت دل تنگیهام...

امید من نه اینکه عاشق نبودم ...

امید من نه اینکه دوست ندارم..

نه نه نه .......

میخوام تو اوج بیکسی سر روی شونت بزارم...

سر روی شونت بزارم و با تموم وجود گریه کنم...

بگم چرا قسمت منو تو اینجوری بود...؟؟

بگم منو تو چرا باید انقدر زجر بکشیم...؟؟

زخم زبون و صبر من باور بکن حدی داره...

یه قلب خالی از امید آخه سوزوندن نداره..

به خدا سوزوندن نداره...

منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شده..

تو حرف مردم رو نزن...!

نگو که جات خالی شده...!

ولی میدونم تو هیچ وقت این رو نمی گی...!!

نگاه سردت هنوزم با خنده با کن زجرم میده...!!

خدا خودت منو از این در به دری عادت بده..

باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه..؟؟

باور نداری که داغون شدم...!؟

من از دوریه تو داغون شدم..

بیا و ببین و باور کن...!

با خنده بگیر گریه های من ..

شاید که آرومم کنه...

ولی آروم نمیشم دیگه آروم نمیشم...

بهش بگین دق می کنم ..

دستاش تو دستم نباشه...

تموم خاطراتمون نمک به زخمم می پاشه...

بهش بگین خاطره هاش آتیش به جونم می زنه...

آسمونم زمین بیاد بگین فقط مال منه..

تو لحظه های بی کسی  سهم من از تو دوریه...

اگه صدام در نمیاد دل تنگی و صبوریه...

هر روز غروب دل تنگتم..

دوباره تنها میشینم 

هر وقت که بارون می باره .......تورو کنارم میبینم...

هر روزو هر شب از خدا بدون فقط تورو میخوام

نگو واست غریبه ام...!!

نگو تو خوابت نمیام...!!

بگو تو هم دوستم داری ...؟؟

بگو که دلتنگم میشی..؟؟

من فقط از خدا می خوام دوباره مهربون بشی.........

  ηΣβΗ   | 


دل شکسته.....

همه که دل من رو شکستن تو هم روش

من به این دل شکستن ها عادت کردم

  ηΣβΗ   | 


غریبه......

 

 

یادته اون باری که برات اهنگ <فرخ> رو نوشتم

که میگه:

دل به غریبه بستم ......از همه دنیا گسستم....

گفتی: خوب یعنی چی حالا..؟؟!

یعنی چی!!!!!!!!!؟؟

تو نمی دونی ؟؟

تو نفهمیدی منظورم از این شعر چی بود

واقعا...؟؟؟!!

خوب اشکال نداره..

حق میدم بهت..

چون تو حتی نفهمیدی من چقدر دوست دارم

دوست داشتن من رو هم نفهمیدی...!!

تو خندیدی و گفتی: باز دیونه شدی...

چرت میگی..

ولی نفهمیدی من دل به تو بسته بودم..

تو همون غریبه ی من بودی..

دیگه نمیدونستم چی بگم.....!!؟؟


برو   برو همه جا بگو یاره من دیونه بود..

عاشق نبودی میدونم...

بودن من بهونه بود....


ای کاش در کنارم بودی

تا همان گونه که دلم را شکستی

سکوت تنهاییم رانیز بشکنی...


 آن زمان که ثانیه هام رو در کناره تو سپری می کردم

فکر نمی کردم حالا این جوری تنها بمونم


خسته ام

خسته از دل بستن و عاشق نبودن

خسته ام

از دست اونی که یکباره اومد و رفت

خسته ام..

از خودم ...

از دنیا..

از روزگار.. از آدماش که میان و دل می شکنن...

 

  ηΣβΗ   | 


دنیا.....

این  دنیا خیلی نامردی...!

این دنیا خیلی بی انصافی....!

این دنیا خیلی بی رحمه...!

این دنیا خیلی سنگ دله...!

این دنیا...!

این دنیا...!

دنیایی که با آدمای توش معنی گرفتن..

دنیای که آدماش هم مثل خودشن...!

آدمایی که نامردیشون زیاده...

آدمای که بی رحمن..

آدمای که....

..........!!!!!!!!

ای خدا من چم شده باز...!!؟؟

  ηΣβΗ   | 


متنفرم...

 

وای

من چقدر از این جمله ی

<اومیدوارم  یا ایشاالله خوشبخت بشی>>

متنفرم

راستش  تازگیا متنفر شدم..

هه!!

از وقتی بدبختیم رو دیدین

وقتی هرکسی به من میرسید

برای اینکه زیاد فکر و خیال نکنم و ....

اصلا نمی دونم برای چی میگفتن

وقتی  میگفتن<<........  >> بشی

میخواستم همون وسط به حال بدبختی خودم گریه کنم..

یعنی انقدر بدبخت شده بودم که داشتن این آرزو رو برام می کردن؟؟؟!!

هر وقت تو خونه حرف من یش مییومد واین جمله رو میگفتن ..

می خواستم با تمام وجود فریاد بزنم

آخه یعنی چی؟!

اصلا برای چی میگفتن؟؟

هنوزم از این  جمله متنفرم..

متنفر....

 

 

  ηΣβΗ   | 


اون روزا...

 

 ای خدا...

ای خدا من به خاطره اون غریبه چه کار ها که نکردم..

کارهای که حتی یه روز فکرشم نمی کردم انجام بدم...

نمی دونم چرا..؟؟

چون دل بسته شده بودم....؟؟

چون عاشقش شده بودم...؟؟

آره چون من دوستش داشتم...!

آره  چون من عاشقش شده بودم...!

با خودم چه خیالایی که نمی کردم..

هر وقت میرفتم تو فکرش..

باهاش میرفتم تو رویاهام...

آخی چه زود گذشت..!!

یادش بخیر..!!

ای خدا میبینی چه زود گذشتن اون روزا..؟؟

ای خدا میبینی چه جوری نابود شدم..؟؟

چه جوری شکستم؟؟

میبینی چه بی صدا شکستم..؟؟

هیچ کس صدای شکستنم رو نشنید..!

هیچ کس صدای خورد شدنم رو نشنید..!

 

  ηΣβΗ   | 


خیال

 

 

آرزو هامون یه حباب رو آب

هنوز بهش نرسیدی که

می بینی

هیچی به هیچی

زمزمه باد و خیال تو خوابه

دیروزه من قصه خالی و پوچه

امروز من خالیو

فردا چه پوچه

قصه سایه داری گم میشی آروم آروم

  ηΣβΗ   | 


مبهوت

میدونی وقتی یاد اون روز میوفتم

که من بودم و تو دوتایی تنها

توی اتاق نشسته بودیم روبرویه هم

اومدی نشستی نزدیکم

دستم رو گرفته بودی دستات مثل همیشه گرم بود

قلبم تند تند میزد

دستم یخ کرده بود..!

نمی دونم چرا انقدر اضطراب داشتم...؟

نمی دونم چرا دلم شور میزد...؟

زول زدی تو چشام!

نمیتونستی حرف بزنی!

ولی بالاخره گفتی..

چیزی که نباید میگفتی

چیزی که من اصلا فکرش رو نمی کردم بگی..!

وقتی داشتی میگفتی..

اشک تو چشمات  جمع شده بود

دستم رو محکم فشار می دادی

می دونستم این آخرین بار که من و تو

تنها هستیم

آخرین باره که دستم رو میگیری

گفتی ما دیگه نمی تونیم با هم  باشیم

گفتی نمیتونیم دیگه باهم بمونیم

گفتی گفتی گفتی....

وقتی داشتی میگفتی من نمی دونستم چیکار کنم

زل زده بودم تو چشات

فقط مات و مبهوت نگات میکردم

تو داشتی اشک میریختی و من فقط نگات میکردم

بدونه اینکه حتی یک قطره اشک بریزم

هه..

فکر کنم اون موقع سکته کرده بودم

ای خدا...!

ای خدا چرا اون موقع حتی یک قطره اشک نریختم..؟!

و حالا انقدر اشک میریزم که

سردرد میگیرم

باید باز قرص بخورم..

ای خدا چرا نتونستم چیزی بگم..؟

چرا چرا چرا ؟؟؟

و این چرا ها که من و هیچ وقت تنها نمیزاره..

سوال های مبهم که جواب هاشون رو نمی دونم..

  ηΣβΗ   | 


خسته شدم



بقض گلومو گرفته

احساس میکنم دارم خفه میشم

می خوام فریاد بزنم

می خوام با تمام وجودم هوار بزنم

می خوام انقدر بلند بلند گریه کنم

که همه صدام رو بشنون..

خسته شدم از بس یواشکی گریه کردم..

دیگه خسته شدم ...

از همه چیز .....

از همه کس.....

  ηΣβΗ   | 


ای کاش

 

با خودم میگم کاشکی بودی

کاشکی اون روزا تکرار میشد

اما چه فاید...

بغضم رو میریزم تو چند حرف ساده

شاید اومدی و خوندی منم آروم شدم

به خیال خودم که اومدی خوندی

....

با خیال تو دارم روزا رو میگذرون

کاشکی بودی و میدیدی

میدیدی چه حالی دارم

کاشکی بودی و میدیدی

وقتی دارم با عکست حرف میزنم

اشک میریزم...

ای کاش بودی و.....

  ηΣβΗ   | 


کی باورش میشه؟ !!!!

ديشب نشستم گريه کردم ...

واسه دل خودم ...

واسه دل تو ...

واسه غصه ی پاييز ...

واسه تنهايی ميخک توی دفتر شعرم ...

واسه سربلندی کاج تو زمستون ...

واسه پروانه که سوخت ...

واسه شمعی که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باشه  ژ

تقدیم به کسی که دوسش دارم اما باور نداره

  ηΣβΗ   | 


آخرش تنهایی !!!

تنها صدایش کردم.

تنها فکراوبودم.

تنها قلبم برای اومی تپید.

تنها برای او سکوت کردم.

تنها نگاهم برای او بود ولی وقتی به پایان راه رسیدم.

هنگامی که مرا شناخت.

صدایم را دیگر نشنید ...!

فکرم را در خاموشی رها کرد.

سکوتم را به فریاد تبدیل کرد.

چشمانم را کورکرد ومرا تنها گذاشت..

 

  ηΣβΗ   | 


بی تو ...



من که گفتم دیونتم

من که گفتم اگه یه روز نباشی دیوونه میشم

نگفتم میمیرم چون برای به دست آوردنت باید زنده موند!

میدونی مشکل آدما چیه؟

اینه که حتی اجازه نمیدن اونی که میگه دوست دارم یه جوری بهشون ثابت کنه!

  ηΣβΗ   | 


چرا کاری نمی کنی ؟؟!!

خدایــــــــــــــــــا ...

میبینی..؟؟

به خاطر به دست آوردن اون دارم همه ی دوستامو از دست میدم؟

چرا کاری نمیکنی؟

  ηΣβΗ   | 


فلانی...؟؟

 

هی فلانی...؟

میدونی...؟

می گویند رسم زندگی چنین است!!!!

می آیند....

می مانند....

عادت می دهند....

و می روند....

و تو در خود می مانی...

و تو تنها می مانی....

راستی نگفتی؟؟

رسم تو نیز چنین است؟؟

مثل همه ی فلانی ها هستی؟؟؟

 حالا خودم باید جوابه خودم رو بدم...

آری تو نیز...

این چنین بودی...!

 

  ηΣβΗ   | 


پتروس دهقان



یادته ....


اولین بار که با تو اشنا شدم


خیلی حالم گرفته بود


از این روزگار بی رحم ..


از دنیای بی انصاف..


از نامردیاش..


از آدما سنگ دلش...


که فقط به فکر خودشون هستند....


اومدی تو سکوت سردم..


اومدی گفتی میمونم پیشت


گفتی تا منو داری غم نداری..


هه...


گفتی به من میگن پتروس دهقان


پس کو اون پتروس دهقان؟؟


کجا رفته ...؟؟


همش الکی بود..


همش سره کاری بود..


حالا من موندم و یه دنیا خاطره از پتروس دهقانم..



خاطرات تو را چه خوب چه بد حک میکنم


توی تنهایام فقط به تو فکر می کنم



  ηΣβΗ   | 


قول

از وقتی رفتی خیلی تنها شدم

تنهاتر از همیشه

من که جز تو کسی و نداشتم

من که همه کسم و کارم تو بودی

منکه همه ی دردو دلم پیش تو بود

چه جوری تونستی به این راحتی بزاری بری

راستی این می خواستم بهت بگم

سعی کن به هیچ کس قول ندی

قولی ندی که نتونی عملیش کنی

قولی ندی که بعد بزنی زیرش

اون وقت ...

  ηΣβΗ   | 


خیانت



حیف اون قلبه پاکم که دست تو سپردم....کاشکی که روز اول تو تنهایی میمیردم

*میگن اگه عشق خوب بود خدا هم معشوقی داشت*

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشتم بودم...

تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست...

تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام..

تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین دران نیست ..

تنهایی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست...

تنهایی را دوست دارم چون در خلوت وتنهاییم در انتظار خواهم گریست وهیچ کس اشک هایم را نمبیند...!!!

  ηΣβΗ   | 


فهمیدم...





تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم

بفهمم عشق يعني چي ..

بفهمم دل كجاست ...

بفهمم وقتي كسي عاشق ميشه چه حالي داره ...

بفهمم درد عشق چيه ...

حالا مي دونم ...

ميدونم عشق يعني تشنگي .

عشق يعني نياز .

عشق يعني التماس .

عشق يعني آرزو .

عشق يعني خواستن و بدست نياوردن .

عشق يعني دويدن و نرسيدن .

آره ، عشق يعني نرسيدن





  ηΣβΗ   | 


درباره ی بلاگ
آرشیو

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

Divone- khoda*
ηΣβΗ.tatil
Jolian*
Asal
Ye Divone
GHarchi
Sheykh
Mania
khar dar chaman
Sahar
unhollygodes
Yeki Az Hezaran Hezar
Single-player
Sage Velgard
mindfreak
Khone Del
Ye vAjab Goh
zhokr
Sefre Motlagh
Dokhtare Tanha
Ati*
Farimah
Inja mitone ye khone bashe

قالب از

از چراغ قرمز میگذرم