تبليغاتX
λοωε ↔ Њατε

λοωε ↔ Њατε

IИ Тhз ИдМз оf ЊдТз


 

 

 

می خوام عوض بشم....

دوباره این فکر لعنتی افتاد تو ذهنم

 تیغ...

دستم...

رگم...

خــــون...

سکوت...

آرامش...

مرگ...

پایان...

نـــــــه

الان نــــه...!!

هنوز کار دارم

میخوام یه کاره دیگه بکنم

میخوام عــــــــــوض بشم...!!؟؟

هـــه...

میخوام بشم یه.........دیگه

هرچی شد شد...

واقعا" دارم سعی میکنم عوض شم...!؟

چقدر به خاطره اینکه دیگران از دستم ناراحت نشن

هر کاری خواستن براشون انجام دادم..

ببین این کارو برامون میکنی؟؟؟اگه نکنی ناراحت میشماااا...

آره حتما"٫ حتما" این کارو میکنم تو ناراحت نشیاااا...

حالا خودم هرچی شدم شدم...!

ولی تو از دستم ناراحت نشو..

میخوام عوض شم

دیگه هر کی خواست از دستم نارحت بشه بزار بشه

مهم نیست...!

مهم خودمم...

دیگه هر چقدر خودم و برا این و اون کوچیک کردم بسه ...

میخوام از این به بعد راحت بگم نـــه ...

از هیچیم نترسم...

نمی خوام  اون جوری آروم آروم زجر کش بشم...!!

من نمی خوام زجر کش بشم...

 تا همین جاشم بسه...

برا مرگم یه فکرای دیگه دارم ....

میخوام یه جور دیگه تمومش کنم...

واقعا" دارم به حرفات پی میبرم

که بهم میگفتی: .......تو کـ .... خلی

راست میگفتی من کـ ....خلم

خیلی دلم برات تنگ شده...

کاش اینو میفهمیدی...

میفهمیدی چقدر دوست دارم..

میفهمیدی من جز تو اخه هیشکیو ندارم..

کاش یه جوری ازت یه خبری میرسید ...

کاش دوباره میدیدمت....

کاش...........

  ηΣβΗ   | 


بارون

بعضی وقتا فکر میکنم من اصلا" برای چی بدونیا امدم

چی می خوام؟؟!!

اومدم چیکار کنم به چی برسم؟؟!!

به اینکه انقدر عذاب بکشم؟؟!!

به اینکه اینجوری خورد بشم؟؟!!

هر کی بیاد و یه زخمی به دلم بزنه بره ؟!

غرورم و بشکنه....؟؟!!

به این فکر میکنم این همه مشکل پیش اومده نکنه مقصر من بودم؟؟!!

نکنه من کاری کردم که حالا اینجوری تنها شدم؟؟

بعد میگم:نه من که کاری نکردم آخه!!

هر چی فکر میکنم میبینم همه چی الکی الکی تموم شد

اون رفت...

شاید تقصیر خودشم نبود...

هر چی فکر میکنم میبینم من دارم تقاص چیو پس میدم که اینجوری شد..؟!

اینجوری زجر میکشم...من که به کسی بدی نکردم

پس چرا انقدر بدی میبینم

کی باید جوابه این سوالای منو بده...؟؟!!

آخه کی؟؟!!

نمی دونم چرا انقدر به همه شک دارم به همه ی آدما شک دارم از بس همه بهم دروغ گفتن

از بس همه اومدن و یه زخمی رو دلم گذاشتن و من و یه جوری بازی دادن....

به آسمون نگاه میکنم همون آسمونی که منتظرم ابر بشه بعد بارون بیاد...

برم زیرش وایسم و دعا کنم از خدا آرزو هام و بخوام....

آخه میدونی ..؟!

میگن وقتی بارون میاد اگه بری زیره بارون وایسی از خدا هرچی بخوای بهت میده....!!

قبلنا وقتی بارون میومد میرفتم زیره بارون به خدا میگفتم:...

میشه همه ی اینا یه روز تموم شه..؟!

همه ی اینا رو وقتی بارون میاد بشوری و ببری؟!

همه چی از اول شروع بشه؟!

ولی انگار نشد...

انگار خدا داره منو امتحان میکنه...

میخواد ببینه چقدر تحمل دارم...

ولی خدا تو که میدونی من تحملش رو ندارم...

تو که میدونی زود میشکنم....

تو که داری میبینی من چه حالی دارم...

آخه چرا این اتفاقارو تموم نمیکنی

ای خدا جونم خسته شدم....

ولی حالا وقتی بارون میاد

هر چی فکر میکنم من چی از خدا میخوام...؟!

چه آرزویی دارم ؟؟!!

هیچی...

بعضی وقتا میگم : واقعا" من چه آرزویی دارم؟؟!!

میبینی...؟!

دیگه هیچی برام مهم نیست...

حتی وقتی بارون میاد...

فقط یه چیز میخوام که همه ی این اتفاقا یه خواب باشه خواب که نه یه کابوس

بعد از خواب پاشم همش تموم شده باشه

زیر بارون رفتن و خیلی دوست دارم

ولی ...

فقط برای گریه کردنش...

چون کسی اشکاتو نمیبینه....

همین.....

  ηΣβΗ   | 


درباره ی بلاگ
آرشیو

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

Divone- khoda*
ηΣβΗ.tatil
Jolian*
Asal
Ye Divone
GHarchi
Sheykh
Mania
khar dar chaman
Sahar
unhollygodes
Yeki Az Hezaran Hezar
Single-player
Sage Velgard
mindfreak
Khone Del
Ye vAjab Goh
zhokr
Sefre Motlagh
Dokhtare Tanha
Ati*
Farimah
Inja mitone ye khone bashe

قالب از

از چراغ قرمز میگذرم