
حالا بهت میگم به خاطرت چه کردم...!
پنجاه هزار قطره اشک ریختم...
به خاطره تو جیغ زدم
به خاطره تو فریاد زدم
به خاطره تو خون ریختم
ولی تو هنوز صدامو نمیشنوی..!
دارم میرم پایین
این دفعه کمکت رو نمی خوام
من خودم رو نجات میدم
شاید قراره یه هوی بیدار شم
شاید...!
وقتی فکر میکنم به اخر رسیدم
دوباره شیرجه میزنم..!
در تو غرق میشم
برای همیشه دارم سقوط میکنم
حالم داره بهم می خوره
درست و غلط رو با هم قاطی کردم
برا همین نمیدونم چی واقعیه چی نیست
فکرامو تو ذهنم قاطی میکنم
دیگه به خودمم اعتماد ندارم
دارم سقوط میکنم...!
دوباره شرو کن فریاد بزن
از دور دستها سرم داد بزن
دوباره نخواهم شکست
چون چیزی ازم نمونده که شکسته بشه
میخوام نفس بکشم..
پ.ن. می گفت که عاشقش نشم ، میکشتم، میخندیدم
وقتی که قطع شد نفسم معنیشو تازه فهمیدم.......
پ.ن.خیلی جالبه هر روز حال معشوقه ی، عشقش رو می پرسه
گرفتی چی شد...؟!!!!
پ . ن دلتنگی خیلی بده
بی خبری خیلی بده
انتظار خیلی بده


